بابک چمن آرا : سرمایه گذاری در هنر را دوست دارم

به گزارش پایگاه خبری ماد و به نقل از تیتر برتر چند سال بعد، بابک چمن‌آرا (فرزند محسن چمن‌آرا) تصمیم گرفت فروشگاه موسیقی بتهوون را به مرکزی فرهنگی با نام «مرکز موسیقی بتهوون» تبدیل کند. وی در سال ۱۳۸۳ شرکت تولید موسیقی‌ ای را با نام «آوا خورشید» به ثبت رساند. تنوع سبک های موسیقی از مشخصات بارز این نشر است. آثار هنرمندانی همچون؛ جواد معروفی، فرامرز پایور، عماد رام، سالار عقیلی، کارن همایون فر، احمد شاملو، محمد رضا درویشی و… از آلبوم های منتشر شده از نشر آوا خورشید هستند. این موسسه در سال های اخیر اقدام به انتشار فیلم آثار هنرهای نمایشی نیز نموده است.

با توجه به موضوع اقتصاد هنر، با “بابک چمن آرا” مدیر نشر آوا خورشید به گفتگو پرداخته ایم که مشروح این گفتگو به شرح ذیل است:
وضعیت اقتصاد در هنر را چگونه ارزیابی می کنید؟
راه های کسب درآمد از هنر طی چند دهه اخیر، مدام و با توجه به جغرافیا در حال تغییر است. آنچه که واضح است در کشور خودمان ضمن اینکه هنر و هنرمندان بسیاری در تمام زمینه ها داریم و خیلی اتفاق های خوب می افتد و برخی آثار تولید شده علاوه بر استقبال داخلی، در سطح بین الملل نیز مورد استقبال قرار می‌گیرند. اما واقعیت این است که ما نتوانستیم خود را با شیوه های درآمد مرسوم و گردش اقتصادی هنر در دنیا تطبیق بدهیم و همیشه در این زمینه با کمبودهای جدی مواجه هستیم که باعث فاصله هنر این سرزمین با سایر نقاط دنیا می گردد.
طی سالیان اخیر موسیقی نه از انتشار آثار صوتی و تصویری بلکه از اجراهای زنده کسب درآمد می کند؛ البته این بدان معنی نیست که انتشار آثار، درآمدی در پی نداشته باشد. اما زمانی که گردش مالی یک هنرمند و موسسات سرمایه گذار را بررسی می کنید متوجه می شوید که بخش عمده آن از طریق برگزاری اجراهای زنده تأمین شده است و در مرحله بعد نیز فعالیت های تبلیغاتی و بعد موارد دیگر و انتشار آثار در رتبه های آخر قرار می گیرد.
جامعه موسیقی ما به شدت وابسته به انتشار اثر است در حالی که حتی برای این فُرمت و مدیای هنر هم در طول این چند دهه نتوانستیم ثُبات ایجاد کنیم.
فروش صفحه و کاست در ایران از دهه سی و چهل همواره دچار مشکل بوده و در هیچ زمان به صورت قانونمند مورد حمایت قرار نگرفته است. در صورتی که این مسئله در دنیا به نوعی از اولویت های اول و دوم و سوم خارج شده است.
یکی از مشکلات و محدودیت های پیش روی کنسرت و اجرای برنامه های زنده موسیقی، عدم وجود زیرساخت های مناسب است. در تهران مجموعأ چهار یا پنج سالن نیمه استاندارد و چند منظوره جهت اجرای موسیقی داریم.
در تئاتر و سینما وضعیت کمی بهتر است؛ امکان جذب اسپانسر در سینما وجود دارد که می تواند بخش زیادی از هزینه ها را تأمین کند. علاوه بر آن، سینما محدودیت های موسیقی را ندارد و تعداد عوامل سینما به نسبت موسیقی بیشتر است. نسبت تعداد سالن ها و صندلی های سینما به مخاطبان در مقایسه با سایر حوزه های فرهنگ، بهتر است اما در مقایسه با جمعیت کشور فاجعه است. اما از همه این ها بگذریم قانون برای سینما وجود دارد. اگر بشنوید یک فیلم لو رفته تعجب می کنید؛ اما اگر یک آلبوم امروز صبح منتشر شود، در کمتر از چند ساعت برای دانلود در چندین و چند سایت اینترنتی به صورت رایگان قرار می گیرد و کسی هم تعجب نمی کند چرا که این مسئله به امری عادی تبدیل شده است.
تئاتر ضمن شباهت به موسیقی و سینما، تفاوت هایی نیز دارد که ظرفیت محدود سالن، تعداد اجرای اندک و … از مشکلات هنرهای نمایشی در ایران است.
به عبارت دیگر، فارغ التحصیل رشته هنر، هنرمند و مخاطب حوزه فرهنگ و هنر بسیار زیاد است اما متأسفانه، ظرفیت پذیرش در این حوزه بسیار پایین است.
طی چند سال اخیر سالن های بسیاری در تهران افتتاح شده که به نسبت دهه شصت شاید ده برابر شده ولی هنوز با استانداردهای روز دنیا فرسنگ ها فاصله داریم.
شما به عنوان یک ناشر برای بهبود وضعیت اقتصادی هنر با توجه به تمامی محدودیت های که در ایران وجود دارد چه پیشنهادی دارید؟
با توجه به اوضاع نامساعد اقتصادی فرهنگ و هنر در ایران، فکر می کنم اگر متولیان دولتی و شبه دولتی این حوزه، دست از سر بخش خصوصی بردارند و به سیاست گذاری و نظارت بپردازند و اجازه دهند بخش خصوصی در حوزه فرهنگ و هنر در فضای مناسب و آزادتر فعالیت کند بسیاری از مشکلات مرتفع خواهد شد. ورود نیروی جدید با سرمایه جدید قطعأ باعث رونق این حوزه خواهد شد ولی رویه کنونی به خصوص در زمینه قانون گذاری باید دچار تحولات اساسی گردد. آثار مثبت افزایش فعالیت های فرهنگی و هنری طی سالیان اخیر در روحیه جامعه نمود خوبی پیدا کرده است.
آیا در حال حاضر امکان برقراری پیوند منطقی بین اقتصاد و هنر در ایران وجود دارد؟
به عقیده من سرمایه گذاری در حوزه فرهنگ و هنر، سوار شدن بر یک موج غیر منطقی است ولی ما در حال انجام این کار غیر منطقی هستیم. متأسفانه به دلیل عدم امکان برنامه ریزی به صورت بلند مدت در ایران، باید از اهداف بلند مدت عدول و اهداف کوتاه مدت تعریف کنیم که بتوانیم از خسارت های پیش بینی نشده جلوگیری کنیم. بنابراین در حال حاضر و در شرایط بحرانی کنونی، نیاز به افراد باهوش و با تجربه در هر دو زمینه مدیریت هنری و مدیریت مالی داریم و یا به عبارت دیگر افراد باهوش و با تجربه ای به موفقیت دست خواهند یافت که علاوه بر توانایی و تجربه مدیریت در حوزه هنری و مالی به صورت همزمان، بتوانند در مواجهه با اتفاقات پیش بینی نشده و لحظه ای بهترین تصمیم را اتخاذ نمایند.
در پایان بفرمایید که از سرمایه گذاری در هنر راضی هستید؟
من کار دیگری بلد نیستم و از این کار راضی و خوشحال هستم.



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *